💥 طلاق به خشونت کشیده شد! (اسماعیل وکیل را کتک زد! سرنوشت هاجر!)

عطر خوش ادویه‌ها، فضای آشپزخانه‌ی هاجر را پر کرده بود. در حالی که هاجر، با قلبی آشفته اما مصمم، مشغول پختن غذا بود، زنگ در به صدا درآمد. وکیلش، مردی باوقار و باصلابت، وارد شد تا هاجر را در جریان آخرین تحولات پرونده طلاق، قرار دهد. در حالی که این دو، سرگرم صحبت بودند، سایه‌ی شومی در آستانه در پدیدار شد. اسماعیل، با چهره‌ای برافروخته از خشم و چشمان پر از نفرت، به سرعت وارد شد. خشم انفجاری بود که به سمت وکیل هاجر نشانه رفته بود. درگیری آغاز شد، و فریادها، جایگزین کلمات آرام وکیل شده بودند. پس از دقایقی، وکیل، با خونسردی و در عین حال، با قاطعیت، اسماعیل را تهدید کرد و آشپزخانه را، به نشانه اعتراض، ترک کرد. این، حکایت از جدال بر سر یک زندگی، یک پرونده، و یک امید بود


#هاجر
#هیرمان
#گم_شدن_نوزاد
#مادرمحمد
#درگیری
#نگرانی
#زهرا_خانم
#یافتن_نوزاد
#مادری
#کودک
#ترس
#اضطراب
#خانواده
#درام
#داستان
#داستان_واقعی
#مادرانه
#عشق
#امید

Дата на публикация: 9 юни, 2025
Категория: Друго

Показване на още